محمد مهدى ملايرى
280
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
جمع شوند دربارهء همهء مطالبى كه در آن دو ياد شده وصفى جامعتر و كاملتر به دست خواهد آمد كه براى محققان تاريخ بسى مغتنم است . از آن جمله در قطعهاى كه از آييننامه نقل شده شرح نسبتا مفصلى دربارهء شبيخون زدن به دشمن و كيفيت و شرائط آن و كارهايى كه در اين مورد بايد انجام گيرد مىخوانيم و در نامهء عبد الحميد هم شرح نسبتا مفصلى در كيفيت مقابله با شبيخون دشمن و كارهايى كه سپاهيان بايد در چنين وضعى كه دشمن شب هنگام به داخله آنها رخنه كرده ، انجام دهند مىيابيم كه چون آن دو را باهم تلفيق كنيم وصف نسبتا جامعى از قواعد و قوانينى را كه دربارهء شبيخون در هر دو صورت آن وجود داشته و جنگجويان مجرب آنها را مىآموختهاند و عملا به كار مىبردهاند در دست خواهيم داشت . و همچنين است حال مطالب ديگرى كه در اين دو قطعه يا نوشتههاى ديگرى در اين باب يا بابهاى ديگر عنوان شده است . با آنچه گذشت اين مطلب را روشنتر مىتوان دريافت كه نامهء عبد الحميد كه آن را به عنوان عهدى از خليفه به فرزندش انشاء كرده با آنكه از لحاظ مطالب اقتباسى است از آنچه در عهدهاى ساسانى و اندرزنامههاى پارسى بيان مىشده و از اين لحاظ بايد آن را استمرارى از همانها شمرده ولى از لحاظ شيوهء بيان مطالب و آميختن آنها با مضامين اسلامى نمودار تحوّلى است كه در اين دوران در آن نوشتهها آغاز شده بود ، تحولى كه انتقال از عصر ساسانى به عصر اسلامى آن را ايجاب مىكرد . و چون اين نامهء عبد الحميد نخستين عهدى است از نوع همان عهدها كه در زبان عربى و در محيط اسلامى با شيوهاى نو انشاء شده ازاينرو براى بررسى در سير اين تحول در اينگونه نوشتهها و نوشتههاى مشابه آنها در زبان عربى و محيط اسلامى بسى مغتنم و با اهميت است . اين اهميت از اين امر سرچشمه مىگيرد كه در اين نامه مانند هر نخستين اقتباس يا تقليدى كه از آثار پارسى به عمل آمده هنوز آثار پارسى در آن غلبه دارد و بادقت در آنها با آثار گذشته مىتوان آنها را تشخيص داد ولى هرچه زمان پيشتر مىرود اين آثار هم در لابلاى مضامين اسلامى و تعابير عربى كه به تدريج در آنها رو به افزايش مىرود نهانتر مىگردند .